"اخلاق روزنامهنگاري" يكي از اصول اين حرفه است كه وسايل ارتباط جمعي معتبر توجه به اين اصل را در سرلوحه كار خويش دارند و بيشتر آنها براي روزنامهنگاران خود "نظامنامه تحريريه" را تدوين و آنها را ملزم به رعايت آن ميكنند. دليل تدوين نظامنامههاي تحريريه و ترويج و معرفي آنها اين است كه از وجود رفتار حرفهاي در وسايل ارتباط جمعي اطمينان حاصل شود و روزنامهنگاراني كه مقيد به اخلاق نيستند به حاشيه رانده شوند.
نظامنامه تحريريه مجموعهاي از اصول اخلاقي و معيارهاي حسن رفتار است كه يك موسسه رسانهاي يا اتحاديه روزنامهنگاران از اعضاي خود انتظار دارد آن را رعايت كنند. در بيشتر موارد نظامنامه تحريريه براي آن به وجود آمده كه كساني كه خود را روزنامهنگار مينامند بكوشند معيارهاي رفتاري را در سطح بالايي رعايت كنند. بيشتر روزنامهنگاران مسوول، از هر چه كه اعتبار، قانونمندي، درستكاري، نظم و قابل اعتماد بودن حرفهشان را بالا ببرد حمايت مي كنند. هرچه باشد، اگر ما اعتبارمان را نزد مخاطبان خود از دست بدهيم، ديگر چندان دليلي براي ادامه كارمان نخواهيم داشت.
وقتي روزنامهنگاران اشتباه ميكنند چه اتفاقي ميافتد
اشتباه روزنامهنگاران در مورد حتي يك خبر ميتواند پيامدهاي وخيمي داشته باشد. در "رواندا" يك ايستگاه راديويي به نفرت پراكني عليه اقليت "توتسي" پرداخت. راديو از "هوتوها" كه اكثريت قومي را تشكيل ميدادند خواست كه به خيابانها بريزند و توتسيها را بكشند. اين بازتابي از تنفر نژادي در آن كشور بود و در عين حال ميتواند خود، به گسترش تنفر نژادي كمك كرده باشد. به دنبال آن برنامه راديويي، يك نسل كشي آغاز شد كه به مرگ ميليونها نفر در طول سه ماه منجر شد.
در نيجريه خبرنگاري كه درباره مسابقه ملكه زيبايي مطلب مينوشت، اظهارات اشتباهي را به پيامبر اعظم حضرت محمد مصطفي (ص) نسبت داد. مسلمانان به خشم آمده و در بخشهايي از آن كشور درگيريهايي روي داد و 200 نفر يا بيشتر در جريان اين ماجرا كشته شدند.
اين دو مثال كاملا متفاوت است. ميزان تقصير و نوع اشتباه روزنامهنگاران در هر يك از اين موارد نيز متفاوت بود. بيشتر مردم قبول دارند كه با توجه به تاثير عظيم روزنامهنگاري، بايد همراه با حق آزادي بيان، مسووليتي نيز در كار باشد كه تاثير مطالبي كه منتشر ميشود به دقت در نظر گرفته شود.
بيشتر اشتباهات روزنامهنگاران به اندازه دو مثالي كه زده شد وخيم نيستند. با اين حال حتي هنگامي كه اشتباهات كوچكي در مطبوعات رخ ميدهد، باز هم اين نكته اهميت دارد كه آن اشتباهات به سرعت تصحيح شود. بيشتر وسايل ارتباط جمعي معتبر، خواه خبرگزاريها و خواه روزنامهها اين امر را در شيوه عمل هميشگي خود منظور ميكنند زيرا ميدانند كه اعتبار آنها در آينده از باارزشترين سرمايههاي آنهاست.
قانون چه ميگويد
تقريبا در همه كشورهاي جهان، قانون محدوديتهايي را درباره آنچه روزنامهنگاران ميتوانند منتشر كنند اعمال ميكند. براي نمونه، اين محدوديتها ممكن است شامل موارد زير باشد:
- تبهكاري و قانون ج براي تضمين تحقيقات پليس، حفظ هويت قربانيان و حصول اطمينان از اينكه مظنونان بطور عادلانه محاكمه خواهند شد.
- روابط نژادي ج براي جلوگيري از گسترش تنفر نژادي، مذهبي و قومي.
- آبرومندي ج براي جلوگيري از انتشار مطالب برخورنده يا مستهجن.
- امور دفاعي و امنيت ملي ج براي جلوگيري از افتادن اطلاعات محرمانه به دست قدرتهاي خارجي و خرابكاران.
- افترا ج براي حفاظت از آبروي مردم، براي جلوگيري از تمسخر يا طرد شدن مردم بخاطر اطلاعات نادرست درباره رفتار يا شخصيت آنها.
- امور خصوصي ج براي جلوگيري از انتشار اطلاعات شخصي افراد مانند وضعيت تندرستي، رفتار جنسي يا محكوميتهاي قبلي آنها.
- محرمانه بودن ج براي حفاظت از اطلاعات شخصي و تجاري كه به دست افراد نادرست نيفتد.
اين قوانين از كشوري به كشور ديگر تفاوت دارند. بيشتر آنها شامل مجازاتهاي كيفري نيز ميشوند اما برخي از آنها تنها جنبه حقوقي و مدني دارند. اين مسووليت روزنامهنگار است كه اطمينان حاصل كند كه قوانين مربوطه را كه بر كار روزنامهنگاري تاثير ميگذارند كاملا درك كند. تنبيههايي كه در نظر گرفته ميشود ممكن است بسيار بزرگ باشد. موارد حبس و جريمههاي عمده كم نيست. مقامات حتي ممكن است اين قدرت را داشته باشند كه بتوانند موسسه مطبوعاتي شما را ببندند. اگر چنين اتفاقي بخاطر بيدقتي شما بيفتد، ممكن است دوران كار شما بعنوان روزنامه نگار، ديگر به آخر رسيده باشد.
زماني كه اشتباه رخ ميدهد
ما همه بشريم و بشر جايزالخطا است. تصحيح اشتباه به همان اندازه دقت در تهيه خبر،اهميت دارد. اغلب وسايل ارتباط جمعي سياستشان اين است كه اشتباهات خود را در شمارههاي بعدي تصحيح كنند حتي اگر اشتباه جزئي باشد; نظير غلطهاي تايپي.
در راديو و تلويزيون اين كار براي مجريان مشكلتر است اما غيرممكن نيست. يك آمارگيري از مجريان تلويزيونها نشان ميدهد كه دو سوم آنها آمادگي دارند كه ضمن اجراي برنامه اشتباه خود يا ديگران را تصحيح كنند. به گفته آنان اين كار اعتبار آنان را حفظ ميكند: "ما بايد مسئوليت اشتباه ها را بپذيريم. با اين كار احترام مخاطبين به ما بيشتر مي شود. آنها توقع ندارند كه ما هرگز اشتباه نكنيم. من قويا معتقدم كه اعتراف به اشتباه ما را ضعيف نميكند بلكه قوي تر ميكند."
تصحيح اشتباهبايد با فوريت صورت گيرد، در صورت امكان در همان برنامهاي كه اشتباه در آن واقع شده است. تصحيح به موقع يك اشتباه جدي يا مطلب مبهم، ميتواند از شدت لطمه وارد شده بكاهد و خطر شكايت به دادگاه را كاهش دهد. ذكر اين كه اشتباه چه بوده و سپس تصحيح آن عامل مهمي در موثر بودن اين تصحيح است.
بعضي شبكهها توضيح و تصحيح خود را در همان ساعتي پخش ميكنند كه اشتباه اصلي رخ داده است تا تعداد بيشتري از كساني كه اشتباه اصلي را شنيده اند، تصحيح آن را هم بشنوند. براي نمونه: "در برنامه ديروز گزارش داديم كه زمين لرزه بم در سال 1381 رخ داده است. چندين مخاطب در تماس تلفني با ما يادآوري كرده اند كه سال صحيح زمين لرزه بم 1382 است. در اين جا با پوزش، اشتباه خود را تصحيح مي كنيم."
اخلاق روزنامهنگاري چه مواردي را شامل ميشود
"بيطرفي، نگاه كامل و جامع به واقعيت، ايجاد توازن، توجه به كلمات و مفهوم آنها، انصاف و صراحت،صداقت، توجه به ممنوعيت انتشار برخي مطالب، توجه به حريم خصوصي، ملاحظه در لحظات رنج و غم، توجه به حق پاسخگويي، توجه به هويت منابع خبر و حفظ آبروي آنها، پرهيز از زبان تبعيض آميز، پرهيز از افترا، ارجاع صحيح به منابع خبر" همه از پايههاي اخلاق روزنامهنگاري هستند.
دقت به اين موارد توسط يك روزنامهنگار مشتاق پيشرفت در كار و كسب اعتبار در جامعه لازم است. اگر تازهكار هستيم و ممكن است با بيدقتي، اعتبار رسانهاي را كه در آن كار ميكنيم به خطر اندازيم بايد از بخش آموزشي سازمانو يا حتي سردبير و رئيسمان كمك بخواهيم. اين كار نه تنها جايگاه ما در رسانه را ضعيف نميكند بلكه موجب جلب اعتماد نيز ميشود.
- بيطرفي
بر اساس لغتنامهها بيطرف ماندن يعني: نداشتن دخالت مستقيم يا هر نوع نفع در يك جريان خاص و تبعيض قائل نشدن عليه يك طرف يا گروه مشخص و بيغرض و منصف بودن.
در مورد كار خبري از اين مفهوم ميتوان دو نتيجه گرفت: روزنامهنگار بايد تمام نظرهاي مهم در مورد يك موضوع را منعكس كند. اگر موضع مخالف منعكس نشود، تنها نيمي از ماجرا پوشش داده شده است و روزنامهنگاران بايد از درگير شدن در موضوعي كه آن را پوشش ميدهند فاصله بگيرند يعني در مقابل پوشش خبري، پول يا هديه قبول نكنند، در حزب سياسي فعاليت نكنند و اجازه ندهند كه نظر شخصيشان در كار خبري آنها وارد شود.
- انعكاس تمام نظرها
هر موضوعي را ميتوان از دو سو و يا بيشتر نگريست. بيطرفي در روزنامه نگاري، يعني منعكس كردن تمام نظرهاي مهم اما متفاوت درباره يك موضوع و قبول نكردن تفسير خاصي كه تنها يكي از طرفها ارائه ميدهد. حدس زدن درباره اين كه ديگران ممكن است چه نظري داشته باشند كافي نيست. بايد به دنبالشان برويد و از آنها سوال كنيد.
- مراقب كلمات باشيد
بعضي از كلماتي كه استفاده مي كنيم اغلب به روشني تمايلات قلبيمان را نشان ميدهند. متن نوشته خود را با دقت بخوانيد و قسمتهايي را كه احساسات شما را بروز ميدهند تغيير دهيد. معمولا مخالفان يك حكومت آن را "رژيم" مي خوانند. "مبارز در راه آزادي" بار مثبت و "تروريست" بار منفي دارد. صفتها هم اغلب نمايانگر نظر است. "پرخاشگر"، "متكبر"، "روشنفكرنما" و امثال اينها ذهنياتي هستند كه نظر شخصي نويسنده را منعكس مي كنند. نظر خبرنگار يا كارفرماي او، نبايد از سوي مخاطبان حدس زده شود. بايد به وضوح ميان ابراز عقيده شخصي خبرنگار و خبر تفاوت گذاشت.
بررسي يك نمونه: به كليدواژههاي "بيتوجهي" و "خطر" در عنوان اين مقاله توجه كنيد. به كار بردن اين كلمات آنهم در تيتر، ايراد دارد مگر آنكه دليل محكم و قانع كنندهاي داشته باشيم. حال تصور كنيد كه در يك گزارش كوتاه، علاوه بر به كار بردن كلمه "بيتوجهي" در تيتر، 10 بار نيز همين كلمه عينا در متن مطلب به نقل از سه منبع مختلف آورده شود و از واژههاي هم معناي آن نيز در حد امكان در مطلب استفاده شود; آيا فكر نميكنيد احساسات شخصي تهيه كننده مطلب بيش از اندازه بروز يافته است؟
سياست و اقتصاد
گزارشگري بيطرفانه و متوازن به ويژه در دوران انتخابات اهميت دارد و بايد در اين زمانها بيش از هميشه مراقب و محتاط بود. سردبيران بايد متوجه باشند كه در طول مبارزات انتخاباتي پوشش خبري آنان فراگير و منصفانه باشد. تحريريههايي كه اصول قوي اخلاقي را رعايت ميكنند، سعي دارند خود را در مقابل فشار صاحبان، حاميان مالي و آگهي دهندگان حفظ كنند. رسانههاي خدمات عمومي، بودجهشان از هركجا هم كه تامين شود، وفاداري به بيننده يا شنونده را هدف خود قرار ميدهند نه به كساني كه كيسه پول در دست دارند.
- واقعيت، حقيقت و دقت
فدراسيون بينالملي روزنامهنگاران در "بيانيه اصول رفتاري روزنامهنگاران" درباره حقيقت و دقت مي گويد: "احترام گذاشتن به حقيقت و حقوق عامه نخستين وظيفه هر روزنامهنگار است."
به زبان ساده، اين بدان معني است كه روزنامهنگار بايد راست بگويد. اگر يك موسسه رسانهاي بهطور مداوم اخبار نادرست بدهد و دروغ و شايعه را بعنوان حقيقت منتشر كند، دير يا زود حوصله مخاطبانش را سر خواهد برد. در يك بازار آزاد كه در آن رسانههاي مختلف حضور دارند، مخاطبان ميتوانند يكي از رسانههاي رقيب را انتخاب كنند. بسياري از نظامنامههاي تحريريه به جزئيات بيشتري درباره اين بحث ميپردازند كه حقيقت چيست؟ آنها توضيح ميدهند كه گزارش بايد بر مبناي واقعيت تهيه شده باشد و درستي آن بايد بارها پيش از انتشار بررسي گردد.
عامل مهم ديگري كه بايد در نظر گرفت، تفاوت ميان واقعيت و اظهار نظر است. روزنامهنگاران اغلب ستونها يا مطالبي مينويسند كه دربردارنده نظر است. در اين مطالب، نويسندگان نظر شخصي خود را درباره يك موضوع خاص بيان ميكنند. نوشتههاي حاوي اظهار نظر بخش مهمي از روزنامهنگاري را تشكيل ميدهند اما از نظر اخلاقي مهم است كه مخاطب را وادار نكنيم تا آنچه را ميخواند يا مي شنود، واقعيت تصور كند. همين امر در مورد شايعه نيز صادق است. وظيفه حرفهاي روزنامهنگار اين است كه درباره صحت شايعات بررسي كند و آنها را به عنوان واقعيات و اخبار تاييدشده گزارش نكند.
اگرچه بسياري از روزنامهنگاران خيلي راغب نيستند كه اشتباهي را كه كردهاند بپذيرند، اما اشتباهي كه كاملا آشكار است و به اصطلاح توي چشم مي زند، ميتواند به اعتبار و قابليت اعتماد يك روزنامه نگار بشدت لطمه وارد كند. يك تصحيح مناسب مي تواند به بازگشت اعتماد عمومي كمك كند و گاهي هم عذرخواهي كار مناسب تري است.بسياري از نظامنامههاي تحريريههاي معتبر شامل مواردي درباره تصحيح اشتباهات هستند.
- حفظ هويت و آبروي منبع خبر
يكي از معدود اصول مطلق حرفه روزنامهنگاري اين است كه روزنامهنگار بايد از منابع خود حفاظت كند. اگر يكي از افراد جامعه، اطلاعات مهم خود را به يك روزنامهنگار عرضه ميكند، اما از او مي خواهد كه نام و هويت او را محفوظ نگاه دارد، روزنامهنگار بايد برابر خواست او رفتار نمايد. به گفته فدراسيون بينالمللي روزنامهنگاران: "روزنامهنگار بايد درباره منبعي كه اطلاعات محرمانهاي را به او عرضه كرده است، رازداري حرفهاي نشان بدهد."
توجيه اين امر آن است كه اگر كسي محرمانه چيزي را به شما ميگويد، اگر شما قول خود را مبني بر محرمانه نگاه داشتن هويت او زير پا بگذاريد، بعيد است كه در آينده ديگران اطلاعات مشابهي را به شما بدهند.
- حريم خصوصي
در برخي كشورها قوانيني براي حفاظت از حريم زندگي خصوصي افراد وجود دارد. در برخي كشورها نيز حق خصوصي ماندن زندگي شخصي يا منع روزنامهنگاران از كندوكاو در زواياي زندگي خصوصي اشخاص، در حوزه مسووليت نظامنامههاي تحريريه قرار مي گيرد. اين امر در مورد كساني كه در اوج غم يا ناراحتي هستند نيز رعايت مي شود. آنها را نبايد برخلاف ميلشان با فشار آوردن به آنها وادار به مصاحبه كرد.
- رفتار حرفهاي
قانون مطبوعات مالزي مي گويد: "روزنامهنگار بايد در اجراي وظايفش معيارهاي اخلاقي را رعايت كند و از سرقت ادبي، ايراد افترا و تهمت، ايراد اتهام بياساس و قبول رشوه به هر شكل خودداري كند." فدراسيون بينالمللي روزنامهنگاران "سوءتعبير بدخواهانه" را هم منع ميكند و به اين فهرست مي افزايد. اينكه كداميك از جرايم بالا در حوزه برخورد قانوني قرار مي گيرد و كداميك در حوزه نظامنامه تحريريه، در كشورهاي مختلف تفاوت دارد.
- زبان تبعيضآميز
در بيشتر كشورها از روزنامهنگاران انتظار مي رود كه به تمام قشرهاي جامعه خدمت كنند. از آنان انتظار مي رود كه از داشتن انگارههاي خشك ذهني، ترغيب تنفر نژادي، اعمال تبعيض بر عليه گروههاي اجتماعي مانند معلولان، اقليتهاي قومي و مذهبي و زنان خودداري كنند. فدراسيون بينالمللي روزنامهنگاران ميگويد: "روزنامهنگاران بايد نسبت به خطر افزايش تبعيض توسط رسانه ها هشيار باشند و بايد تمام تلاش خود را بكنند كه از گسترش تبعيض بر مبناي نژاد، جنسيت، گرايش جنسي، زبان، مذهب، عقايد سياسي و ساير اشكال عقيده و نظر و تعلقات اجتماعي و مليتي خودداري كنند."
- سليقه و آبرومندي
بسياري از نظامنامههاي تحريريهها با توجه به نقش برجسته رسانهها در جامعه، وظيفه خود ميدانند كه معيارهاي اجتماعي درباره سليقه مطلوب و آبرومندي را لحاظ كنند و از انتشار مطالب خلاف اخلاق عمومي و برانگيزاننده رفتار مجرمانه جلوگيري به عمل آورند. البته معيارهاي اين امر در كشورهاي مختلف متفاوت است. چيزي كه در جايي قابل قبول است ممكن است در جاي ديگري پذيرفته نباشد. هر نظامنامه اي بايد اين تفاوتها را در نظر بگيرد.
برخي از محققان دانشگاهي در رشته ارتباطات و رسانهها، تصور مي كنند كه جنگ بوسني آزموني بود براي درك آنچه ميتوان و نمي توان به مخاطب نشان داد. در اين جنگ، برخي روزنامهنگاران سعي كردند صحنههاي آشكاري از رنج انسانها را نشان دهند. صحنه دلخراش اندامهاي قطع شده اشخاص در بمباران سارايوو از آن جمله بود. اگر چه آن روزنامهنگاران صميمانه تلاش داشتند تا واقعيات سهمناك جنگ را نشان دهند، در بسياري از نقاط اروپا مردم آنچنان از ديدن اين صحنه ها ناراحت شدند كه بسياري از سردبيران تصميم گرفتند ديگر چنان مواردي را نشان ندهند.
- افترا
به صورت معمول مطلب افترا آميز مطلبي است كه: كسي را با نفرت، تمسخر يا تحقير مواجه سازد، باعث طرد يا دوري گزيدن مردم از او شود، موقعيت او را از ديد اعضاي جامعه كه افكار سالم دارند پايين بياورد و يا او را در محل كار و حرفه اش حقير و بي ارزش جلوه دهد.
در بسياري از كشورها افترا موضوعي حقوقي است و قوانيني وجود دارد كه از افراد در برابر اظهارات بيپايه و غيرمسوولانه محافظت مي كند. رسانهها قدرت عظيمي دارند كه ميتوانند موقعيت حرفهاي، خانوادگي و اجتماعي افراد را ويران كنند و اگر افترايي ناروا درباره آنها منتشر شده باشد، به سختي ميتوان لطمه وارده را جبران كرد. كساني كه فكر ميكنند اعتبارشان لطمه ديده مي توانند افترازننده را به دادگاه بكشانند و نهايتا او را وادار به جبران خسارات مادي كنند. در اينجا به كليدواژههاي "بيپايه" و "غيرمسوولانه" توجه كنيد. قوانين مربوط به افترا سعي دارند از موارد حملات غيرمنصفانه به افراد بكاهند نه اينكه آزادي بيان را محدود كنند و روزنامهنگاران را از انتقاد از خطاكاران بازدارند.
قانون مجازات اسلامي كشورمان موارد ارتكاب به افترا، توهين يا هتك حرمت را از جمله از طريق نشر رسانهها و نشريات، چنين بر ميشمارد:
-امري كه مطابق قانون جرم محسوب مي شود را به كسي نسبت دادن، بي آنكه بتوان صحت آن را ثابت كرد
-انتشار اطلاعات كذب و دروغ به منظور ضرر زدن به ديگران يا تشويش اذهان عمومي
-انتشار هجو يا هجويه به صورت كتبي يا شفاهي كه حرمت ديگران را بشكند
-توهين، از جمله دشنام دادن و به كار بردن الفاظ ركيك
در برخي كشورها مبحث افترا و مسووليت خودداري از حمله غيرمنصفانه به عهده نظامنامه تحريريه گذاشته شده است و در آن از كلماتي مشابه آنچه در نظامنامه مطبوعاتي آلمان آمده استفاده شده است: "انتشار ادعاهاي بي پايه و بخصوص اتهاماتي كه آبروي افراد را هدف قرار ميدهد خلاف اخلاق مطبوعاتي است."
حق پاسخ دادن
بسياري از نظامنامههاي تحريريه عموما اين اصل را ميپذيرند كه اگر كسي به طور جدي متهم به تخلف و بي كفايتي شود، بايد امكان منصفانه اي براي پاسخ دادن داشته باشند. به دلايل مختلف اتكاي صرف به "راز و رمز" و استنفاده از يك منبع تاييد نشده از نظر حرفه رزنامهنگاري كار درستي نيست. گاهي هنگامي كه اتهامي متوجه يك فرد يا يك شركت مي شود، پاسخ آنها مي تواند مساله را روشن كند چون ممكن است در ابتداي امر، روزنامه نگار از زاويه درستي با موضوع برخورد نكرده باشد. حق پاسخ دادن همچنين ناشي از سنت ديرپاي روزنامه نگارانه، يعني "رفتار منصفانه" است كه بنا بر آن، اجازه دادن به افراد براي دفاع از خود، كاري پسنديده است.
حفظ هويت منابع و اصل ناشناس ماندن
يكي از معدود اصول مطلق حرفه روزنامهنگاري اين است كه روزنامهنگار بايد از منابع خود حفاظت كند. وقتي يكي از افراد جامعه اطلاعات مهم خود را به يك روزنامهنگار عرضه ميكند، اما از او مي خواهد كه نام و هويت او را محفوظ نگاه دارد، روزنامهنگار بايد برابر خواست او رفتار نمايد. توجيه اين امر آن است كه اگر كسي محرمانه چيزي را به شما ميگويد، اگر شما قول محرمانه نگاه داشتن هويت او را زير پا بگذاريد بعيد است كه در آينده ديگران اطلاعات مشابهي را به شما بدهند.
روشهاي منصفانه و حريم خصوصي
بيشتر نظامنامههاي تحريريه شامل موادي هستند كه كسب اطلاع از راه فريبكاري را منع مي كنند. اين به معني فريب ندادن مردم، اجازه گرفتن براي عكاسي و منحصر كردن ضبط مخفيانه تنها به مواردي است كه چاره ديگري نباشد و همچنين به معني رعايت حريم زندگي خصوصي افراد است.
تدوين و اجراي نظامنامه
از روزنامهنگاران انتظار مي رود كه نظامنامه تحريريه سازمان خود را بدانند و بتوانند از دانش و آگاهي خود در مسايل روزمره كاري استفاده كنند. اما قطعا موقعيتهايي هست كه يك شخص يا يك گروه احساس مي كند كه گرفتن يك تصميم، بالاتر از حد دانش يا تجربه آنان است. معمولا اين موقعي است كه آنها موضوع را به مدير بالادستي خودشان يا در موارد جدي تر به سردبير "ارجاع" ميدهند تا مسووليت گزارش نهايي را بپذيرد.
در شرايطي كه روزنامهنگاران پيشتر هيچ محدوديتي براي كارهاي خود نداشته اند، قبولاندن محدوديتها به آنها كار دشواري است. آنها بايد قاتع شوند كه اين كار از نظر بهبود وجهه اجتماعي و حرفهايشان به نفع آنها و حرفه آنهاست. از اين ديدگاه براي اجراي نظامنامه چه از بالا به پائين و چه از پائين به بالا استدلالهاي مثبتي وجود خواهد داشت. روزنامهنگاران بايد قانع شوند كه اين كار منافع ملموسي براي آنها دارد. اين امر با دخيل كردن آنها در كار نوشتن نظامنامه ميسر خواهد شد اما يك مديريت قوي و متعهد هم لازم است تا براي قبولاندن نظامنامه تلاش كند.

