تبليغاتX
همدان امروز

بي‏توجهي به اصول روزنامه‏نگاري‏
تاريخ: یکشنبه 14 بهمن1386 ساعت :20:10
ارتباطات شامل همه شاخه‏هاي كار پوشش و توليد خبر و گزارش در وسايل ارتباط جمعي اعم از خبرگزاري‏ها، راديو و تلويزيون و مطبوعات، اصول و قواعدي دارد كه بي‏اطلاعي و يا غفلت روزنامه‏نگار از اين اصول، خسارتهاي مادي و معنوي جبران‏ناپذيري را به دنبال دارد.

"اخلاق روزنامه‏نگاري" يكي از اصول اين حرفه است كه وسايل ارتباط جمعي معتبر توجه به اين اصل را در سرلوحه كار خويش دارند و بيشتر آنها براي روزنامه‏نگاران خود "نظام‏نامه تحريريه" را تدوين و آنها را ملزم به رعايت آن مي‏كنند. دليل تدوين نظام‏نامه‏هاي تحريريه و ترويج و معرفي آنها اين است كه از وجود رفتار حرفه‏اي در وسايل ارتباط جمعي اطمينان حاصل شود و روزنامه‏نگاراني كه مقيد به اخلاق نيستند به حاشيه رانده شوند.

نظام‏نامه تحريريه مجموعه‏اي از اصول اخلاقي و معيارهاي حسن رفتار است كه يك موسسه رسانه‏اي يا اتحاديه روزنامه‏نگاران از اعضاي خود انتظار دارد آن را رعايت كنند. در بيشتر موارد نظام‏نامه تحريريه براي آن به وجود آمده كه كساني كه خود را روزنامه‏نگار مي‏نامند بكوشند معيارهاي رفتاري را در سطح بالايي رعايت كنند. بيشتر روزنامه‏نگاران مسوول، از هر چه كه اعتبار، قانونمندي، درستكاري، نظم و قابل اعتماد بودن حرفه‏شان را بالا ببرد حمايت مي كنند. هرچه باشد، اگر ما اعتبارمان را نزد مخاطبان خود از دست بدهيم، ديگر چندان دليلي براي ادامه كارمان نخواهيم داشت.

وقتي روزنامه‏نگاران اشتباه مي‏كنند چه اتفاقي مي‏افتد

اشتباه روزنامه‏نگاران در مورد حتي يك خبر مي‏تواند پيامدهاي وخيمي داشته باشد. در "رواندا" يك ايستگاه راديويي به نفرت پراكني عليه اقليت "توتسي" پرداخت. راديو از "هوتوها" كه اكثريت قومي را تشكيل مي‏دادند خواست كه به خيابانها بريزند و توتسي‏ها را بكشند. اين بازتابي از تنفر نژادي در آن كشور بود و در عين حال مي‏تواند خود، به گسترش تنفر نژادي كمك كرده باشد. به دنبال آن برنامه راديويي، يك نسل كشي آغاز شد كه به مرگ ميليونها نفر در طول سه ماه منجر شد.

در نيجريه خبرنگاري كه درباره مسابقه ملكه زيبايي مطلب مي‏نوشت، اظهارات اشتباهي را به پيامبر اعظم حضرت محمد مصطفي (ص) نسبت داد. مسلمانان به خشم آمده و در بخش‏هايي از آن كشور درگيريهايي روي داد و 200 نفر يا بيشتر در جريان اين ماجرا كشته شدند.

اين دو مثال كاملا متفاوت است. ميزان تقصير و نوع اشتباه روزنامه‏نگاران در هر يك از اين موارد نيز متفاوت بود. بيشتر مردم قبول دارند كه با توجه به تاثير عظيم روزنامه‏نگاري، بايد همراه با حق آزادي بيان، مسووليتي نيز در كار باشد كه تاثير مطالبي كه منتشر مي‏شود به دقت در نظر گرفته شود.

بيشتر اشتباهات روزنامه‏نگاران به اندازه دو مثالي كه زده شد وخيم نيستند. با اين حال حتي هنگامي كه اشتباهات كوچكي در مطبوعات رخ مي‏دهد، باز هم اين نكته اهميت دارد كه آن اشتباهات به سرعت تصحيح شود. بيشتر وسايل ارتباط جمعي معتبر، خواه خبرگزاري‏ها و خواه روزنامه‏ها اين امر را در شيوه عمل هميشگي خود منظور مي‏كنند زيرا مي‏دانند كه اعتبار آنها در آينده از باارزشترين سرمايه‏هاي آنهاست.

قانون چه مي‏گويد

تقريبا در همه كشورهاي جهان، قانون محدوديتهايي را درباره آنچه روزنامه‏نگاران مي‏توانند منتشر كنند اعمال مي‏كند. براي نمونه، اين محدوديت‏ها ممكن است شامل موارد زير باشد:

- تبهكاري و قانون ج براي تضمين تحقيقات پليس، حفظ هويت قربانيان و حصول اطمينان از اينكه مظنونان بطور عادلانه محاكمه خواهند شد.

- روابط نژادي ج براي جلوگيري از گسترش تنفر نژادي، مذهبي و قومي.

- آبرومندي ج براي جلوگيري از انتشار مطالب برخورنده يا مستهجن.

- امور دفاعي و امنيت ملي ج براي جلوگيري از افتادن اطلاعات محرمانه به دست قدرتهاي خارجي و خرابكاران.

- افترا ج براي حفاظت از آبروي مردم، براي جلوگيري از تمسخر يا طرد شدن مردم بخاطر اطلاعات نادرست درباره رفتار يا شخصيت آنها.

- امور خصوصي ج براي جلوگيري از انتشار اطلاعات شخصي افراد مانند وضعيت تندرستي، رفتار جنسي يا محكوميتهاي قبلي آنها.

- محرمانه بودن ج براي حفاظت از اطلاعات شخصي و تجاري كه به دست افراد نادرست نيفتد.

اين قوانين از كشوري به كشور ديگر تفاوت دارند. بيشتر آنها شامل مجازاتهاي كيفري نيز مي‏شوند اما برخي از آنها تنها جنبه حقوقي و مدني دارند. اين مسووليت روزنامه‏نگار است كه اطمينان حاصل كند كه قوانين مربوطه را كه بر كار روزنامه‏نگاري تاثير مي‏گذارند كاملا درك كند. تنبيه‏هايي كه در نظر گرفته مي‏شود ممكن است بسيار بزرگ باشد. موارد حبس و جريمه‏هاي عمده كم نيست. مقامات حتي ممكن است اين قدرت را داشته باشند كه بتوانند موسسه مطبوعاتي شما را ببندند. اگر چنين اتفاقي بخاطر بي‏دقتي شما بيفتد، ممكن است دوران كار شما بعنوان روزنامه نگار، ديگر به آخر رسيده باشد.

زماني كه اشتباه رخ مي‏دهد

ما همه بشريم و بشر جايزالخطا است. تصحيح اشتباه به همان اندازه دقت در تهيه خبر،اهميت دارد. اغلب وسايل ارتباط جمعي سياستشان اين است كه اشتباهات خود را در شماره‏هاي بعدي تصحيح كنند حتي اگر اشتباه جزئي باشد; نظير غلطهاي تايپي.

در راديو و تلويزيون اين كار براي مجريان مشكل‏تر است اما غيرممكن نيست. يك آمارگيري از مجريان تلويزيون‏ها نشان مي‏دهد كه دو سوم آنها آمادگي دارند كه ضمن اجراي برنامه اشتباه خود يا ديگران را تصحيح كنند. به گفته آنان اين كار اعتبار آنان را حفظ مي‏كند: "ما بايد مسئوليت اشتباه ها را بپذيريم. با اين كار احترام مخاطبين به ما بيشتر مي شود. آنها توقع ندارند كه ما هرگز اشتباه نكنيم. من قويا معتقدم كه اعتراف به اشتباه ما را ضعيف نمي‏كند بلكه قوي تر مي‏كند."

تصحيح اشتباه‏بايد با فوريت صورت گيرد، در صورت امكان در همان برنامه‏اي كه اشتباه در آن واقع شده است. تصحيح به موقع يك اشتباه جدي يا مطلب مبهم، مي‏تواند از شدت لطمه وارد شده بكاهد و خطر شكايت به دادگاه را كاهش دهد. ذكر اين كه اشتباه چه بوده و سپس تصحيح آن عامل مهمي در موثر بودن اين تصحيح است.

بعضي شبكه‏ها توضيح و تصحيح خود را در همان ساعتي پخش مي‏كنند كه اشتباه اصلي رخ داده است تا تعداد بيشتري از كساني كه اشتباه اصلي را شنيده اند، تصحيح آن را هم بشنوند. براي نمونه: "در برنامه ديروز گزارش داديم كه زمين لرزه بم در سال 1381 رخ داده است. چندين مخاطب در تماس تلفني با ما يادآوري كرده اند كه سال صحيح زمين لرزه بم 1382 است. در اين جا با پوزش، اشتباه خود را تصحيح مي كنيم."

اخلاق روزنامه‏نگاري چه مواردي را شامل مي‏شود

"بي‏طرفي، نگاه كامل و جامع به واقعيت، ايجاد توازن، توجه به كلمات و مفهوم آنها، انصاف و صراحت،صداقت، توجه به ممنوعيت انتشار برخي مطالب، توجه به حريم خصوصي، ملاحظه در لحظات رنج و غم، توجه به حق پاسخگويي، توجه به هويت منابع خبر و حفظ آبروي آنها، پرهيز از زبان تبعيض آميز، پرهيز از افترا، ارجاع صحيح به منابع خبر" همه از پايه‏هاي اخلاق روزنامه‏نگاري هستند.

دقت به اين موارد توسط يك روزنامه‏نگار مشتاق پيشرفت در كار و كسب اعتبار در جامعه لازم است. اگر تازه‏كار هستيم و ممكن است با بي‏دقتي، اعتبار رسانه‏اي را كه در آن كار مي‏كنيم به خطر اندازيم بايد از بخش آموزشي سازمان‏و يا حتي سردبير و رئيس‏مان كمك بخواهيم. اين كار نه تنها جايگاه ما در رسانه را ضعيف نمي‏كند بلكه موجب جلب اعتماد نيز مي‏شود.

- بي‏طرفي‏

بر اساس لغت‏نامه‏ها بي‏طرف ماندن يعني: نداشتن دخالت مستقيم يا هر نوع نفع در يك جريان خاص و تبعيض قائل نشدن عليه يك طرف يا گروه مشخص و بي‏غرض و منصف بودن.

در مورد كار خبري از اين مفهوم مي‏توان دو نتيجه گرفت: روزنامه‏نگار بايد تمام نظرهاي مهم در مورد يك موضوع را منعكس كند. اگر موضع مخالف منعكس نشود، تنها نيمي از ماجرا پوشش داده شده است و روزنامه‏نگاران بايد از درگير شدن در موضوعي كه آن را پوشش مي‏دهند فاصله بگيرند يعني در مقابل پوشش خبري، پول يا هديه قبول نكنند، در حزب سياسي فعاليت نكنند و اجازه ندهند كه نظر شخصي‏شان در كار خبري آنها وارد شود.

- انعكاس تمام نظرها

هر موضوعي را مي‏توان از دو سو و يا بيشتر نگريست. بي‏طرفي در روزنامه نگاري، يعني منعكس كردن تمام نظرهاي مهم اما متفاوت درباره يك موضوع و قبول نكردن تفسير خاصي كه تنها يكي از طرف‏ها ارائه مي‏دهد. حدس زدن درباره اين كه ديگران ممكن است چه نظري داشته باشند كافي نيست. بايد به دنبالشان برويد و از آنها سوال كنيد.

- مراقب كلمات باشيد

بعضي از كلماتي كه استفاده مي كنيم اغلب به روشني تمايلات قلبي‏مان را نشان مي‏دهند. متن نوشته خود را با دقت بخوانيد و قسمت‏هايي را كه احساسات شما را بروز مي‏دهند تغيير دهيد. معمولا مخالفان يك حكومت آن را "رژيم" مي خوانند. "مبارز در راه آزادي" بار مثبت و "تروريست" بار منفي دارد. صفت‏ها هم اغلب نمايانگر نظر است. "پرخاشگر"، "متكبر"، "روشنفكرنما" و امثال اينها ذهنياتي هستند كه نظر شخصي نويسنده را منعكس مي كنند. نظر خبرنگار يا كارفرماي او، نبايد از سوي مخاطبان حدس زده شود. بايد به وضوح ميان ابراز عقيده شخصي خبرنگار و خبر تفاوت گذاشت.

بررسي يك نمونه: به كليدواژه‏هاي "بي‏توجهي" و "خطر" در عنوان اين مقاله توجه كنيد. به كار بردن اين كلمات آنهم در تيتر، ايراد دارد مگر آنكه دليل محكم و قانع كننده‏اي داشته باشيم. حال تصور كنيد كه در يك گزارش كوتاه، علاوه بر به كار بردن كلمه "بي‏توجهي" در تيتر، 10 بار نيز همين كلمه عينا در متن مطلب به نقل از سه منبع مختلف آورده شود و از واژه‏هاي هم معناي آن نيز در حد امكان در مطلب استفاده شود; آيا فكر نمي‏كنيد احساسات شخصي تهيه كننده مطلب بيش از اندازه بروز يافته است؟

سياست و اقتصاد

گزارشگري بي‏طرفانه و متوازن به ويژه در دوران انتخابات اهميت دارد و بايد در اين زمانها بيش از هميشه مراقب و محتاط بود. سردبيران بايد متوجه باشند كه در طول مبارزات انتخاباتي پوشش خبري آنان فراگير و منصفانه باشد. تحريريه‏هايي كه اصول قوي اخلاقي را رعايت مي‏كنند، سعي دارند خود را در مقابل فشار صاحبان، حاميان مالي و آگهي دهندگان حفظ كنند. رسانه‏هاي خدمات عمومي، بودجه‏شان از هركجا هم كه تامين شود، وفاداري به بيننده يا شنونده را هدف خود قرار مي‏دهند نه به كساني كه كيسه پول در دست دارند.

- واقعيت، حقيقت و دقت‏

فدراسيون بين‏الملي روزنامه‏نگاران در "بيانيه اصول رفتاري روزنامه‏نگاران" درباره حقيقت و دقت مي گويد: "احترام گذاشتن به حقيقت و حقوق عامه نخستين وظيفه هر روزنامه‏نگار است."

به زبان ساده، اين بدان معني است كه روزنامه‏نگار بايد راست بگويد. اگر يك موسسه رسانه‏اي به‏طور مداوم اخبار نادرست بدهد و دروغ و شايعه را بعنوان حقيقت منتشر كند، دير يا زود حوصله مخاطبانش را سر خواهد برد. در يك بازار آزاد كه در آن رسانه‏هاي مختلف حضور دارند، مخاطبان مي‏توانند يكي از رسانه‏هاي رقيب را انتخاب كنند. بسياري از نظام‏نامه‏هاي تحريريه به جزئيات بيشتري درباره اين بحث مي‏پردازند كه حقيقت چيست؟ آنها توضيح مي‏دهند كه گزارش بايد بر مبناي واقعيت تهيه شده باشد و درستي آن بايد بارها پيش از انتشار بررسي گردد.

عامل مهم ديگري كه بايد در نظر گرفت، تفاوت ميان واقعيت و اظهار نظر است. روزنامه‏نگاران اغلب ستونها يا مطالبي مي‏نويسند كه دربردارنده نظر است. در اين مطالب، نويسندگان نظر شخصي خود را درباره يك موضوع خاص بيان مي‏كنند. نوشته‏هاي حاوي اظهار نظر بخش مهمي از روزنامه‏نگاري را تشكيل مي‏دهند اما از نظر اخلاقي مهم است كه مخاطب را وادار نكنيم تا آنچه را مي‏خواند يا مي شنود، واقعيت تصور كند. همين امر در مورد شايعه نيز صادق است. وظيفه حرفه‏اي روزنامه‏نگار اين است كه درباره صحت شايعات بررسي كند و آنها را به عنوان واقعيات و اخبار تاييدشده گزارش نكند.

اگرچه بسياري از روزنامه‏نگاران خيلي راغب نيستند كه اشتباهي را كه كرده‏اند بپذيرند، اما اشتباهي كه كاملا آشكار است و به اصطلاح توي چشم مي زند، مي‏تواند به اعتبار و قابليت اعتماد يك روزنامه نگار بشدت لطمه وارد كند. يك تصحيح مناسب مي تواند به بازگشت اعتماد عمومي كمك كند و گاهي هم عذرخواهي كار مناسب تري است.بسياري از نظام‏نامه‏هاي تحريريه‏هاي معتبر شامل مواردي درباره تصحيح اشتباهات هستند.

- حفظ هويت و آبروي منبع خبر

يكي از معدود اصول مطلق حرفه روزنامه‏نگاري اين است كه روزنامه‏نگار بايد از منابع خود حفاظت كند. اگر يكي از افراد جامعه، اطلاعات مهم خود را به يك روزنامه‏نگار عرضه مي‏كند، اما از او مي خواهد كه نام و هويت او را محفوظ نگاه دارد، روزنامه‏نگار بايد برابر خواست او رفتار نمايد. به گفته فدراسيون بين‏المللي روزنامه‏نگاران: "روزنامه‏نگار بايد درباره منبعي كه اطلاعات محرمانه‏اي را به او عرضه كرده است، رازداري حرفه‏اي نشان بدهد."

توجيه اين امر آن است كه اگر كسي محرمانه چيزي را به شما مي‏گويد، اگر شما قول خود را مبني بر محرمانه نگاه داشتن هويت او زير پا بگذاريد، بعيد است كه در آينده ديگران اطلاعات مشابهي را به شما بدهند.

- حريم خصوصي‏

در برخي كشورها قوانيني براي حفاظت از حريم زندگي خصوصي افراد وجود دارد. در برخي كشورها نيز حق خصوصي ماندن زندگي شخصي يا منع روزنامه‏نگاران از كندوكاو در زواياي زندگي خصوصي اشخاص، در حوزه مسووليت نظام‏نامه‏هاي تحريريه قرار مي گيرد. اين امر در مورد كساني كه در اوج غم يا ناراحتي هستند نيز رعايت مي شود. آنها را نبايد برخلاف ميلشان با فشار آوردن به آنها وادار به مصاحبه كرد.

- رفتار حرفه‏اي‏

قانون مطبوعات مالزي مي گويد: "روزنامه‏نگار بايد در اجراي وظايفش معيارهاي اخلاقي را رعايت كند و از سرقت ادبي، ايراد افترا و تهمت، ايراد اتهام بي‏اساس و قبول رشوه به هر شكل خودداري كند." فدراسيون بين‏المللي روزنامه‏نگاران "سوءتعبير بدخواهانه" را هم منع مي‏كند و به اين فهرست مي افزايد. اينكه كداميك از جرايم بالا در حوزه برخورد قانوني قرار مي گيرد و كداميك در حوزه نظام‏نامه تحريريه، در كشورهاي مختلف تفاوت دارد.

- زبان تبعيض‏آميز

در بيشتر كشورها از روزنامه‏نگاران انتظار مي رود كه به تمام قشرهاي جامعه خدمت كنند. از آنان انتظار مي رود كه از داشتن انگاره‏هاي خشك ذهني، ترغيب تنفر نژادي، اعمال تبعيض بر عليه گروههاي اجتماعي مانند معلولان، اقليتهاي قومي و مذهبي و زنان خودداري كنند. فدراسيون بين‏المللي روزنامه‏نگاران مي‏گويد: "روزنامه‏نگاران بايد نسبت به خطر افزايش تبعيض توسط رسانه ها هشيار باشند و بايد تمام تلاش خود را بكنند كه از گسترش تبعيض بر مبناي نژاد، جنسيت، گرايش جنسي، زبان، مذهب، عقايد سياسي و ساير اشكال عقيده و نظر و تعلقات اجتماعي و مليتي خودداري كنند."

- سليقه و آبرومندي‏

بسياري از نظام‏نامه‏هاي تحريريه‏ها با توجه به نقش برجسته رسانه‏ها در جامعه، وظيفه خود مي‏دانند كه معيارهاي اجتماعي درباره سليقه مطلوب و آبرومندي را لحاظ كنند و از انتشار مطالب خلاف اخلاق عمومي و برانگيزاننده رفتار مجرمانه جلوگيري به عمل آورند. البته معيارهاي اين امر در كشورهاي مختلف متفاوت است. چيزي كه در جايي قابل قبول است ممكن است در جاي ديگري پذيرفته نباشد. هر نظام‏نامه اي بايد اين تفاوتها را در نظر بگيرد.

برخي از محققان دانشگاهي در رشته ارتباطات و رسانه‏ها، تصور مي كنند كه جنگ بوسني آزموني بود براي درك آنچه مي‏توان و نمي توان به مخاطب نشان داد. در اين جنگ، برخي روزنامه‏نگاران سعي كردند صحنه‏هاي آشكاري از رنج انسانها را نشان دهند. صحنه دلخراش اندامهاي قطع شده اشخاص در بمباران سارايوو از آن جمله بود. اگر چه آن روزنامه‏نگاران صميمانه تلاش داشتند تا واقعيات سهمناك جنگ را نشان دهند، در بسياري از نقاط اروپا مردم آنچنان از ديدن اين صحنه ها ناراحت شدند كه بسياري از سردبيران تصميم گرفتند ديگر چنان مواردي را نشان ندهند.

- افترا

به صورت معمول مطلب افترا آميز مطلبي است كه: كسي را با نفرت، تمسخر يا تحقير مواجه سازد، باعث طرد يا دوري گزيدن مردم از او شود، موقعيت او را از ديد اعضاي جامعه كه افكار سالم دارند پايين بياورد و يا او را در محل كار و حرفه اش حقير و بي ارزش جلوه دهد.

در بسياري از كشورها افترا موضوعي حقوقي است و قوانيني وجود دارد كه از افراد در برابر اظهارات بي‏پايه و غيرمسوولانه محافظت مي كند. رسانه‏ها قدرت عظيمي دارند كه مي‏توانند موقعيت حرفه‏اي، خانوادگي و اجتماعي افراد را ويران كنند و اگر افترايي ناروا درباره آنها منتشر شده باشد، به سختي مي‏توان لطمه وارده را جبران كرد. كساني كه فكر مي‏كنند اعتبارشان لطمه ديده مي توانند افترازننده را به دادگاه بكشانند و نهايتا او را وادار به جبران خسارات مادي كنند. در اينجا به كليدواژه‏هاي "بي‏پايه" و "غيرمسوولانه" توجه كنيد. قوانين مربوط به افترا سعي دارند از موارد حملات غيرمنصفانه به افراد بكاهند نه اينكه آزادي بيان را محدود كنند و روزنامه‏نگاران را از انتقاد از خطاكاران بازدارند.

قانون مجازات اسلامي كشورمان موارد ارتكاب به افترا، توهين يا هتك حرمت را از جمله از طريق نشر رسانه‏ها و نشريات، چنين بر مي‏شمارد:

-امري كه مطابق قانون جرم محسوب مي شود را به كسي نسبت دادن، بي آنكه بتوان صحت آن را ثابت كرد

-انتشار اطلاعات كذب و دروغ به منظور ضرر زدن به ديگران يا تشويش اذهان عمومي‏

-انتشار هجو يا هجويه به صورت كتبي يا شفاهي كه حرمت ديگران را بشكند

-توهين، از جمله دشنام دادن و به كار بردن الفاظ ركيك‏

در برخي كشورها مبحث افترا و مسووليت خودداري از حمله غيرمنصفانه به عهده نظام‏نامه تحريريه گذاشته شده است و در آن از كلماتي مشابه آنچه در نظام‏نامه مطبوعاتي آلمان آمده استفاده شده است: "انتشار ادعاهاي بي پايه و بخصوص اتهاماتي كه آبروي افراد را هدف قرار مي‏دهد خلاف اخلاق مطبوعاتي است."

حق پاسخ دادن‏

بسياري از نظام‏نامه‏هاي تحريريه عموما اين اصل را مي‏پذيرند كه اگر كسي به طور جدي متهم به تخلف و بي كفايتي شود، بايد امكان منصفانه اي براي پاسخ دادن داشته باشند. به دلايل مختلف اتكاي صرف به "راز و رمز" و استنفاده از يك منبع تاييد نشده از نظر حرفه رزنامه‏نگاري كار درستي نيست. گاهي هنگامي كه اتهامي متوجه يك فرد يا يك شركت مي شود، پاسخ آنها مي تواند مساله را روشن كند چون ممكن است در ابتداي امر، روزنامه نگار از زاويه درستي با موضوع برخورد نكرده باشد. حق پاسخ دادن همچنين ناشي از سنت ديرپاي روزنامه نگارانه، يعني "رفتار منصفانه" است كه بنا بر آن، اجازه دادن به افراد براي دفاع از خود، كاري پسنديده است.

حفظ هويت منابع و اصل ناشناس ماندن‏

يكي از معدود اصول مطلق حرفه روزنامه‏نگاري اين است كه روزنامه‏نگار بايد از منابع خود حفاظت كند. وقتي يكي از افراد جامعه اطلاعات مهم خود را به يك روزنامه‏نگار عرضه مي‏كند، اما از او مي خواهد كه نام و هويت او را محفوظ نگاه دارد، روزنامه‏نگار بايد برابر خواست او رفتار نمايد. توجيه اين امر آن است كه اگر كسي محرمانه چيزي را به شما مي‏گويد، اگر شما قول محرمانه نگاه داشتن هويت او را زير پا بگذاريد بعيد است كه در آينده ديگران اطلاعات مشابهي را به شما بدهند.

روشهاي منصفانه و حريم خصوصي‏

بيشتر نظام‏نامه‏هاي تحريريه شامل موادي هستند كه كسب اطلاع از راه فريبكاري را منع مي كنند. اين به معني فريب ندادن مردم، اجازه گرفتن براي عكاسي و منحصر كردن ضبط مخفيانه تنها به مواردي است كه چاره ديگري نباشد و همچنين به معني رعايت حريم زندگي خصوصي افراد است.

تدوين و اجراي نظام‏نامه‏

از روزنامه‏نگاران انتظار مي رود كه نظام‏نامه تحريريه سازمان خود را بدانند و بتوانند از دانش و آگاهي خود در مسايل روزمره كاري استفاده كنند. اما قطعا موقعيت‏هايي هست كه يك شخص يا يك گروه احساس مي كند كه گرفتن يك تصميم، بالاتر از حد دانش يا تجربه آنان است. معمولا اين موقعي است كه آنها موضوع را به مدير بالادستي خودشان يا در موارد جدي تر به سردبير "ارجاع" ميدهند تا مسووليت گزارش نهايي را بپذيرد.

در شرايطي كه روزنامه‏نگاران پيشتر هيچ محدوديتي براي كارهاي خود نداشته اند، قبولاندن محدوديتها به آنها كار دشواري است. آنها بايد قاتع شوند كه اين كار از نظر بهبود وجهه اجتماعي و حرفه‏اي‏شان به نفع آنها و حرفه آنهاست. از اين ديدگاه براي اجراي نظام‏نامه چه از بالا به پائين و چه از پائين به بالا استدلالهاي مثبتي وجود خواهد داشت. روزنامه‏نگاران بايد قانع شوند كه اين كار منافع ملموسي براي آنها دارد. اين امر با دخيل كردن آنها در كار نوشتن نظام‏نامه ميسر خواهد شد اما يك مديريت قوي و متعهد هم لازم است تا براي قبولاندن نظام‏نامه تلاش كند.

نوشته شده توسط حسن افشار | موضوع: | لينک ثابت |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : كيانوش انصاري