شبیه تو

تو هم شبیه دیگران هستی
شیفته ی پرواز
اما هیچ کس شبیه تو نیست
آن ها هیچ کدام
بال ندارند...

چیزی هست

به چه دل بسته بودم؟

آن روزها
حرف می‌زدم
از رویاهایم می‌گفتم


رویاهای من چه بود؟


چه داستانی بود که با صدای بلند تعریف می‌کردم
می‌خندیدی

فکر کن
گمان می‌کنم
هست

چیزی هست
که اگر به خاطر بیاوری
حال من ‌خوب می‌شود

انگشت های من

از دستگاه پرس نمی‌ترسم
آخرش این که
دست آدم له شود

از دستگاه برش اما
بدجور می‌ترسم
این که
انگشت‌هایم آن سو بمانند
من
این سو

جایزه




جایزه ویژه برای هر کس که بهترین شعر کوتاه رو برای این تصویر بگه

چه زشتی ها

محبوب من

که ثانیه ها را دور می زنی

و لحظه موعود می رسی

هیچ چیز این جهان بی اثر نیست

جز بهشت

که به دوزخ خود خو کرده ایم.

به نام آنکه تو را زیباتر کنند

چه زشتی ها که نکردند، زندگی!!

بهاری دیگر

خلاصه بهاری دیگر

بی حضور تو از راه می رسد

و آنچه که زیبا نیست

زندگی نیست

روزگار است

قار قار

می گویند

کلاغ سیاه

با منقاری دراز و بال های چرک

سوژه مناسبی برای شعر نیست

چه کنم

همیشه عصرها

همین کلاغ

در شعرهایم قار قار می کند

حس پنهان

می آمدند

در شعرهایم می گشتند

دنبال کلاه و کراواتشان

اما یک نفر آمد

دنبال یک تار موی من

تمام شعرهایم را زیر و رو کرد

شجاعت بودن

در تمام میهمانی ها

آویز گردن من

کلید خانه توست

حالا بگذریم

که مرا جرات آمدن نیست

و تورا

جرات عوض کردن قفل

نگاه پنجره

حسرت نگاه پنجره‌ها را گرفته است
بغضي گلوي زخمي ما را گرفته است

كي اين سفر به آخر خود مي‌رسد، ببين
دستم چگونه، دست دعا را گرفته است

در انتظار آمدنت، لحظه مي‌كشيم
يك عمر انتظار كجا را گرفته است

آن قدر عاشقيم كه عشق تو از نگاه
پس كي، كجا چگونه، چرا؟ را گرفته است

حالا غروبها همه باراني‌اند و بس
باران عجيب حال هوا را گرفته است

برگرد و با وسيع خودت آسمان بساز
غربت نه آسمان، همه جا را گرفته است

بشكن طلسم غربت ما را، دعا بخوان
دستي از اين قبيله، خدا را گرفته است

سر در گميم بين غزلهاي نيمه جان
حال و هواي قافيه ما را گرفته است

بازی روزگار

بازی روزگار را نمی فهمم

من تو را دوست دارم

تو دیگری را

دیگری مرا

و همه ما تنهائیم

و همه ما تنهائیم

تقسیب

خم می شود

از درد

کمرش می شکمد

وقتی دانه های گندم بر زمین می ریزد

در یک صف

خم می شوند

اینجا میوه ای را به چند قسمت مساوی تقسیب می کنند

تقسیب می شود

وقتی دانه های گندم بر زمین می ریزند

ستون فقرا خم میشوند و جمع می کنند

دانه دانه

مهره مهره گندم را

ستون فقرا خم می شود

اینجا عرق جنین خود را پاک می کنند

از درد

کمرش می شکمد

اینجا گناهانشان را به چند قسمت مساوی تقصیر می کنند

تقصیر می شود

به کدامین ساز باید رقصید

در چند سال اخیر به مدد وجود چند صد اثر و بنای تاریخی در استان همدان و تقریبا از تریبون همه ارگان ها و نهادهای دولتی و خصوصی، جمله همدان پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین را دیده و یا شنیده ایم. جمله ای که همه ما همدانی ها در تلاشیم تا با اثبات حقانیت آن افتخاری دیگر را برای کهن دیار هگمتانه به ارمغان آوریم. اما در بهترین حالت و در صورتی که استان همدان به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین به همه ایرانیان و جهانیان نیز معرفی شود، افتخاری بر افتخارات گذشتگان ما افزوده خواهد شد و مردم امروز و نسل حالای ساکن در استان همدان چه مردم عادی و چه مسئولان امر حق ندارند مدال زرین این نام را به سینه خودشان بزنند چرا که اگر منصفانه به عملکرد خودمان بنگریم، هیچ عمل در خوری برای حفظ و ارتقاء عظمت بناهای تاریخی و آثار باستانی استان نکرده ایم که هیچ، در اکثر موارد با اعمال سلیقه های درست و غلط خود ضربه های جبران ناپذیری به خاطره های چند صد هزار ساله و افتخارات گذشتگان زده ایم.

در اکثر بناها خبری از

ادامه نوشته

آزادی

اسمم را پدرم انتخاب کرد

نام فامیلم را یکی از اجدادم

دیگر بس است

راهم را خودم انتخاب می کنم

نجواي خاموش

بهار گفت به نجوا

که برگ سبز و شکوفاست

خزان به خشم درآمد

که زرد و خشک و غم افزاست

به خنده گفت زمستان

که برگ چیست؟

سبز و زرد کجاست؟

 در این جدال کسی

پاسخ از درخت نخواست

 

در این جدال کسی

پاسخ از درخت نخواست

چرا اصفهان زیباترین شهر خدا خواهد شد؟

نوروز با تمام زیبایی های خود از راه رسید و باز هم عطر خوش بهار در کوچه ها و خیابان ها به پرواز درآمد و دل ها و خانه های مردم همۀ کوچه پس کوچه های شهرهای ایران پر از تازگی و سرور شد.

خاک روبه های روی هم انباشته شدۀ خانه های مردم از بین رفت و در و دیوار ها مثل روز اولشان برق افتاد، ردی از غبار بر روی شیشه ها وجود نداشت و همه جای خانه های با صفای مردم همیشه خون گرم ایران بوی تازگی می داد.

تعطیلات عید از راه رسیده بود و خانواده ها می توانستند با خیالی آسوده و با اندک پولی که در طول سال پس انداز کرده بودند بار و بنه یک سفر خوب و به یاد ماندنی را ببندند و پرواز کنند به جایی که سرود است و سرور.

ما هم مثل همه این آدم ها، بنه ای جمع کردیم و راهی سفر شدیم.

از کهن دیار هگمتانه به راه افتادیم و مثل "مارکوپولوی" داستان های قدیمی سفرمان را

ادامه نوشته

سال نوتون قشنگ

با همه خوبی ها و بدی ها، هرچه بود برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگی دیگر از درخت زمان به زمین افتاد، سالی دیگر گذشت و سالی نو خود را نمایان کرد.

دوست ندارم مثل همه از خدا درخواست کنم که توی زندگی هیچ غمی وجود نداشته باشد، چرا که شادی ها در کنار غمهاست که معنا پیدا می کنند و زیبا می شوند.

تنها از خدا می خواهم قدرت درک حضورش را در تک تک لحظه های زندگی به همه مخلوقاتش عطا کند، و آن  وقت است که هیچ مشکلی توان شکستن ما رو نخواهد داشت.

سال نو با دیدِ نو به زندگی و فرصتی دوباره برای بهتر زیستن در انتظار ماست بهتر است از فرصت ها قبل از اینکه از دست بروند و افسوس آنها را بخوریم، به خوبی استفاده کنیم.

بنگر، بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست و هر سال رستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر است رستاخیز انسان در این عصر آهن و اینترنت.

ای کاش هر روزمان نوروز باشد تا نو شویم خودمان، اندیشه هایمان و عشقمان به همه زیبایی ها.

سال نو، از آغوش مطهر خداوند فرا می رسد و قلب من نیایش می کند که:

خدایا! مرا متبرک کن تا هر روز که در راه رسیدن به «تو» گام بر می دارم با تحسین و حیرت زیبائی را بجویم که همانا سرشت «تو»ست.

خدایا مرا برکت آن بخش که هر روز وظیفه خویش را به انجام برسانم به برادران و خواهرانم یاری برسانم تا بار خود را در فراز و نشیب زندگی بر دوش کشند و هر روز نیایش کنم:در آفتاب و باران بادا که خواست «تو» تحقق پذیرد.

مثل لحظه ای که باغ,

در ترنم ترانه ها غرق در شکوفه می شود

روزگارتان بهـار

لحظه هایتان پر از شکوفـه باد.

بودن یا نبودن، مسئله این نیست

روز جمعه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار می شود و بعد از آن دیگر خبری از تراکت ها و پلاکارت های پخش شده در پیاده روها و خیابان ها نیست، بنرهای تبلیغاتی از سطح شهر جمع آوری می شوند، بازار کانون های تبلیغاتی کساد می شود و cd فروشان و فیلم سازان کرکره های مغازه های خود را پایین می آورند.

ستادهای تبلیغاتی از رونق می افتند و بحث و جدل های هواداران و کاندیداها نیز دیگر به گوش نخواهد رسید چرا که انتخابات برگزار می شود و همه فقط منتظر اعلام نتایج هستند.

با تمام این تفاصیل با طلوع خورشید روز بعد باز هم کانون های تبلیغاتی کار خورد را شروع می کنند و فیلم سازان خیالات مردم را فیلم می کنند و خلاصه هر کسی به کسب و کار خود مشغول می شود با این تفاوت که سوژه کارشان انتخاباتی نیست.

اما کسانی هستند که حتی بعد از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج باز هم چشم به راه مردانی با کفش های واکس زده و کت و شلوارهای اتو کشیده که رانندگی با ماشین های مدل بالا را هم خوب بلدند می مانند و از آنجا که دل صاف و ساده ای دارند به خود می گویند: حرف های آن ها که ربطی به انتخابات نداشت. خودشان گفتند: ما عاشق خدمت به مردم هستیم، خودشان گفتند: محرومان جامعه با ایمان ترین بندگان خدا هستند، خودشان گفتند: شما را دوست داریم و شما را فراموش نخواهیم کرد.

 

به خانه های خشتی و گلی خود خیره می شوند، جاجیم های پاره خود را نظاره می کنند، لباس های دست چندمی خود را جمع می کنند و با دلی امیدوارتر از قبل می گویند: آری آن ها خواهند آمد.

اما آیا آن مردان با کفش های چرمی بعد از انتخابات باز هم به یاد زنان و مردان و کودکان بدون کفش خواهند افتاد؟ اگر به مجلس بروند برای آنها چه خواهند کرد؟ اگر به مجلس نروند چه طور؟ نکند همه این قول ها و وعده ها فقط برای نماینده شدن بوده است. آیا مردان با کت و شلوار اتو کشیده اگر به مجلس هم نروند حداقل سالی یکی دو بار میهمان سفره های خالی مردمان رنج کشیده خواهند شد؟ تا شاید گوشه ای از غم و غصه ی آن ها را به دوش اشک بگیرند و با خود به بیرون از خانه های آن ها که اگر چه رونق در آن نیست ولی مملو از صفا است بیاورند؟

آری مسئله بودن یا نبودن در مجلس نیست. مسئله با مردم بودن و برای آن ها کار کردن است حال چه فرقی می کند نماینده مجلس باشی یا نباشی!؟

عکس هفته

مسئولان پاسخ من را بدهند - به آمریکا بروم یا در ایران بمانم؟

مخترع بیش از 28 عنوان اختراع کشوری و منطقه ای و همچنین صاحب2 عنوان اختراع بین المللی با پایان رساندن آخرین اختراع خود همچنان در پی بهره مندی از حمایت مسئولان و دستگاه های مرتبط بوده و تاکنون به هیچ نتیجه ای نرسیده است و این در حالی است که طی چند سال گذشته بارها از سوی دولت و مراکز آموزشی تحقیقاتی کشورهای هلند، آلمان و آمریکا به صورت ویژه از وی دعوت به همکاری و ادامه تحصیل در آن کشورها با برخورداری از امکانات رفاهی و تحصیلی مناسب به عمل آمده است.

مجتبی اسماعیلی جوان

ادامه نوشته